يحيى دولت آبادى
331
حيات يحيى ( فارسى )
اكثريت يكعده از نمايندگان از طرف مجلس مأموريت يافته بروند سردار سپه را برگردانند . نگارنده همان ساعت مؤتمن الملك رئيس مجلس را از آنچه گذشته است آگاه نموده با جلب نظر وى صبح فرداى آن روز تقاضاى جلسه خصوصى مينمايد . جلسه خصوصى برپا شده سردستگان از پيش بر اصل مطلب آگاه شدهاند و همه را موافق كردهاند حتى هيئت علميه كه در رأس مخالفين واقعند چون خطر به آنها بيشتر از ديگران متوجه است اظهار مخالفت نميكنند و يكعدهء دوازده نفرى از سردستههاى احزاب مجلس و از منفردين كه نگارنده نيز از آنهاست مأمور انجام اين خدمت ميشوند و بيدرنگ بجانب بومهن روانه ميگرديم . بديهى است سردار سپه از آنچه در مجلس گذشته و از روانه شدن اين جمع بتوسط كاركنان خود پيش از رسيدن ما خبردار شده است و از اينرو تدارك ناهار براى واردين ديدهاند اگرچه ماه رمضان است اما مسافر در ماه رمضان روزه نميگيرد . نزديك ظهر است كه به بومهن ميرسيم سردار سپه واردين را خيلى چرب و نرم ميپذيرد خاصه كه مستوفى الممالك و مشير الدوله هم جزو اين عده هستند ناهار صرف مىشود و بعد از ناهار سردار سپه نگارنده را در خلوت ديده اظهار مهربانى بسيار مىكند كه نگذاردم داستان طولانى شود و صورتهاى خطرناك پيش آيد بديهى است امير اقتدار كه پيشنهادكنندهء اين ترتيب بوده او را با تلفن آگاه كرده است كه نگارنده در كار بودهام بهرصورت جمعى از رجال دولت هم با بعضى از نمايندگان و بعضى از صاحبمنصبان ارشد قشونى بتدريج بعنوان پيشواز در بومهن ميرسند جمعيت زياد مىشود سردار سپه مستوفى الممالك مشير الدوله و نگارنده را در اتومبيل خود مينشاند و خود باحترام ميهمانهايش روبروى آنها نشسته ديگران در اتومبيلهاى خود قرار ميگيرند و به طرف تهران روانه ميشويم سردار سپه از اين پيشآمد بسيار مسرور است و بدان ميماند كه هيچ واقعهئى روى نداده باشد در نزديكى تهران ميرزا جواد خان سعد الدوله كه اكنون مسنترين رجال دولت است و در خانه نشسته با كسى آمدوشد نميكند ميرسد سردار سپه از آمدن سعد الدوله خوشوقت شده از مستوفى و مشير الدوله اجازه ميخواهد